muggy

mug·gy/ˈmʌɡi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): muggiersuperlative (عالی): muggiest

صفت — شرجی

شرجیگرم و مرطوب

هوای: ناخوشایند گرم و مرطوب.

Of weather: unpleasantly warm and humid.

«یک بعدازظهر تابستانی شرجی بود که برای شنا عالی بود.»

It was a muggy summer afternoon, perfect for a swim.

«هوا قبل از طوفان شرجی و سنگین به نظر می‌رسید.»

The air felt muggy and heavy before the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
humidمرطوب

روزمره. در اشاره به آب و هوای با رطوبت بالا قابل جایگزینی است، اما «muggy» به طور خاص گرمای ناخوشایند را اضافه می‌کند. «یک روز مرطوب» می‌تواند خنک باشد، اما «یک روز شرجی» همیشه گرم و چسبنده است.

Everyday. Interchangeable in referring to weather with high moisture content, but 'muggy' specifically adds the unpleasant warmth. 'A humid day' can be cool, 'a muggy day' is always warm and sticky.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000