noising

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

noi·sing/ˈnɔɪzɪŋ/
noisesound, often unwanted-ingpresent participle
verb (فعل)informalpast (گذشته): noisedpast participle (مفعولی): noised-ing (حال): noising3rd (سوم): noises

فعل — صدا دادن

صدا دادنسروصدا کردن

ایجاد صدای بلند یا مزاحم؛ تولید صدا کردن.

Making a loud or disturbing sound; causing noise.

«بچه‌ها در اطراف خانه سروصدا می‌کردند.»

The children were noising around the house.

«سر و صدا کردن در شب باعث آزار همسایه‌ها شد.»

Noising during the night disturbed the neighbors.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000