noshing

nosh·ing/ˈnɒʃɪŋ/
noshto eat snacks or small amounts-ingpresent participle suffix
verb (فعل)informalpast (گذشته): noshedpast participle (مفعولی): noshed-ing (حال): noshing3rd (سوم): noshes

فعل — خوراکی خوردن

خوراکی خوردنمیان‌وعده خوردن

خوردن خوراکی‌های سبک یا میان‌وعده به طور غیررسمی یا بین وعده‌ها.

Eating or snacking, often casually or between meals.

«آنها هنگام تماشای تلویزیون چیپس می‌خوردند.»

They were noshing on chips while watching TV.

«او بعدازظهر را با خوردن خوراکی‌ها خوشحال سپری کرد.»

She spent the afternoon noshing away happily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snackingمیان‌وعده خوردن

محاوره‌ای. با noshing برای معنی خوردن سبک قابل تعویض است.

Informal. Used interchangeably with noshing to mean light eating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000