off the top of one's head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə tɑp əv wʌnz hɛd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از حفظ

از حفظهمان‌طور سرسری

از روی حافظه و بدون بررسی یا فکر دقیق گفتن.

From immediate memory, without checking or careful thought.

«از حفظ می‌توانم سه علت نام ببرم.»

Off the top of my head, I can name three causes.

«آدرسش را همین‌طور از حفظ یادم نیست.»

I can't remember her address off the top of my head.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000