outdoorsmen

out·doors·men/ˌaʊtˈdɔːrzmən/
out-outsidedoorsentry/exit points of a building-menplural of man
1noun (اسم)commonplural (جمع): outdoorsmen

اسم — مردان طبیعت‌گرد

مردان طبیعت‌گرداهل فضای باز

مردانی که از فعالیت‌های خارج از منزل مانند شکار، ماهیگیری و کمپینگ لذت می‌برند و در آن‌ها مهارت دارند.

Men who enjoy and are skilled in outdoor activities like hunting, fishing, and camping.

«مردان طبیعت‌گرد خشن برای حیات وحش کاملاً آماده بودند.»

The rugged outdoorsmen were well-prepared for the wilderness.

«باشگاه ما به دنبال مردان طبیعت‌گرد باتجربه برای رهبری سفرهاست.»

Our club is looking for experienced outdoorsmen to lead expeditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adventurersماجراجویان

متداول. گسترده‌تر از 'outdoorsmen' است و به هر کسی که به دنبال تجربیات هیجان‌انگیز یا خطرناک است اشاره دارد، نه لزوماً فقط در طبیعت. 'کاشفان اغلب ماجراجو هستند' درست است، اما 'بسیاری از ساکنان شهر ماجراجو هستند' نیز امکان‌پذیر است که برای 'outdoorsmen' صدق نمی‌کند.

Common. Broader than 'outdoorsmen', refers to anyone seeking exciting or dangerous experiences, not necessarily just in nature. 'Explorers are often adventurers' works, but 'Many city dwellers are adventurers' is also possible, which would not apply to 'outdoorsmen'.

woodsmenجنگل‌نشینان

کمی قدیمی. به طور خاص به افرادی اشاره دارد که در جنگل زندگی یا کار می‌کنند، به معنای آشنایی عمیق با جنگل. 'جنگل‌نشینان می‌توانند به راحتی در جنگل‌های انبوه مسیریابی کنند' درست است، اما 'طبیعت‌گردان از مسیرهای پیاده‌روی لذت می‌برند' گسترده‌تر است و محدود به زندگی در جنگل نیست.

Slightly dated. Specifically refers to people who live or work in forests, implying a deep familiarity with the woods. 'Woodsmen can navigate dense forests easily' works, but 'Outdoorsmen enjoy hiking trails' is broader, not limited to forest living.

2noun (اسم)commonplural (جمع): outdoorsmen

اسم — اهل طبیعت

اهل طبیعتمردان علاقه‌مند به فعالیت‌های فضای باز

گروهی از افراد، معمولاً مردان، که به فعالیت‌های خارج از منزل و بقا در طبیعت اختصاص دارند.

A group of individuals, typically men, dedicated to outdoor pursuits and wilderness survival.

«این کنوانسیون طبیعت‌گردان را از سراسر کشور گرد هم آورد.»

The convention brought together outdoorsmen from across the country.

«او به جامعه‌ای از طبیعت‌گردان پیوست که علاقه او به پیاده‌روی را داشتند.»

He joined a community of outdoorsmen who shared his passion for trekking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000