verb (فعل)commonpast (گذشته): overreactedpast participle (مفعولی): overreacted-ing (حال): overreacting3rd (سوم): overreacts
فعل — واکنش بیش از حد نشان دادن
واکنش بیش از حد نشان دادنواکنش بیش از حد احساسی داشتن
پاسخ دادن یا واکنش نشان دادن بیش از حد به چیزی، فراتر از حد معمول و منطقی.
(Third person singular) To respond to something with too much emotion or action beyond what is reasonable.
«او به انتقادهای کوچک بیش از حد واکنش نشان میدهد.»
“She overreacts to minor criticism.”
«وقتی چیزها طبق خواستهاش پیش نمیرود، بیش از حد واکنش نشان میدهد.»
“He overreacts when things don’t go his way.”
تفاوت با واژههای مشابه
exaggerate— اغراق کردن
روزمره. برای واکنشهای احساسی اغراقآمیز به کار میرود.
Everyday. Can be used figuratively for emotional responses.
overdo— زیادهروی کردن
غیررسمی. انجام کاری به طور بیش از حد، از جمله واکنش دادن.
Informal. To do something excessively, including reacting.