overwater

o·ver·wa·ter/ˌoʊvərˈwɔːtər/
over-excessive / too muchwaterto supply with water
1verb (فعل)commonpast (گذشته): overwateredpast participle (مفعولی): overwatered-ing (حال): overwatering3rd (سوم): overwaters

فعل — زیاد آب دادن

زیاد آب دادنپرآبی کردن

به گیاه یا خاک بیش از حد آب دادن که اغلب به ضرر آن است.

To give a plant or soil too much water, often to its detriment.

«به گل‌های آپارتمانی‌تان زیاد آب ندهید، وگرنه ریشه‌هایشان ممکن است بپوسند.»

Don't overwater your houseplants, or their roots might rot.

«باغبان تصادفاً به نشا‌های ظریف زیاد آب می‌دهد.»

The gardener accidentally overwaters the delicate seedlings.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — آبیاری بیش از حد

آبیاری بیش از حدپرآبی

عمل یا وضعیت تأمین آب بیش از حد، به ویژه برای گیاهان.

The act or state of supplying too much water, especially to plants.

«آبیاری بیش از حد می‌تواند باعث کپک و پوسیدگی ریشه در گلدان‌ها شود.»

Overwater can cause mold and root rot in potted plants.

«آبیاری بیش از حد از روی برگ‌های زرد شده مشخص بود.»

The overwater was evident from the yellowing leaves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000