polemic

po·lem·ic/pəˈlɛmɪk/
1noun (اسم)formalplural (جمع): polemics

اسم — مخاصمه

مخاصمهجدلحمله انتقادی

حمله کلامی یا کتبی شدید به کسی یا چیزی.

A strong verbal or written attack on someone or something.

«آخرین کتاب او یک حمله انتقادی شدید علیه هنر مدرن است.»

His latest book is a fierce polemic against modern art.

«بحث به سرعت به مجموعه‌ای از جدل‌ها تبدیل شد.»

The debate quickly devolved into a series of polemics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diatribeطولانی‌گویی انتقادی

رسمی. بر حمله طولانی، تلخ و توهین‌آمیز تأکید دارد. اغلب به یک سخنرانی یا نوشته طولانی اشاره می‌کند. 'مخاصمه او علیه دولت به طور گسترده خوانده شد' درست است. 'او وارد یک طولانی‌گویی انتقادی درباره بی‌عدالتی شد' بیشتر بر ماهیت طولانی و تند تأکید می‌کند.

Formal. Emphasizes a prolonged, bitter, and abusive attack. Often implies a lengthy speech or writing. 'His polemic against the government was widely read' works. 'She launched into a diatribe about the injustice' emphasizes the extended, harsh nature more.

tiradeسخنرانی تند

رایج. یک سخنرانی طولانی و خشمگینانه از نقد یا اتهام. مشابه diatribe اما اغلب بیشتر بر بیان شفاهی متمرکز است. 'او سخنرانی تندی درباره خدمات ضعیف ارائه داد' رایج است. 'مخاصمه او درباره تغییرات اقلیمی منتشر شد' به حمله‌ای رسمی‌تر و ساختاریافته‌تر اشاره دارد.

Common. A long, angry speech of criticism or accusation. Similar to diatribe but often more focused on verbal delivery. 'He delivered a tirade about the poor service' is common. 'His polemic on climate change was published' suggests a more formal, structured attack.

2adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more polemicsuperlative (عالی): most polemic

صفت — جدلی

جدلیمخاصمه‌ایبحث‌برانگیز

مربوط به جدل یا مخاصمه؛ بحث‌برانگیز.

Of or relating to a polemic; controversial.

«این کتاب دیدگاهی به شدت جدلی درباره موضوع ارائه داد.»

The book presented a highly polemic view on the subject.

«لحن ستیزه‌جویانه او بسیاری از متحدان بالقوه را رنجاند.»

His polemic tone alienated many potential allies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
controversialبحث‌برانگیز

رایج. چیزی را توصیف می‌کند که باعث اختلاف نظر عمومی می‌شود. 'یک مقاله جدلی' به طور خاص به یک حمله شدید اشاره دارد، در حالی که 'یک مقاله بحث‌برانگیز' ممکن است فقط یک دیدگاه نامحبوب را ارائه دهد. 'سیاست جدید بسیار بحث‌برانگیز است' به خوبی کار می‌کند.

Common. Describes something that causes public disagreement. 'A polemic article' specifically implies a strong attack, while 'a controversial article' might just present an unpopular view. 'The new policy is highly controversial' works well.

disputatiousستیزه‌جو

رسمی. کسی یا چیزی را توصیف می‌کند که مستعد بحث و جدل است. 'او سبک نوشتاری جدلی دارد' بر ماهیت تهاجمی تأکید می‌کند، در حالی که 'او فردی ستیزه‌جو است' تمایل به بحث را برجسته می‌کند.

Formal. Describes someone or something prone to argument and debate. 'He has a polemic style of writing' emphasizes the attacking nature, whereas 'he is a disputatious person' highlights the tendency to argue.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000