polestar

pole·star/ˈpəʊlstɑːr/
1noun (اسم)commonplural (جمع): polestars

اسم — ستاره قطبی

ستاره قطبیستاره شمالی

ستاره قطبی شمالی (پولاریس)، ستاره‌ای که بسیار نزدیک به قطب آسمانی شمالی است.

The North Star (Polaris), a star that is very close to the north celestial pole.

«دریانوردان باستانی با ستاره قطبی ناوبری می‌کردند.»

Ancient mariners navigated by the polestar.

«ستاره قطبی نسبتاً ثابت در آسمان شب باقی می‌ماند.»

The polestar remains relatively fixed in the night sky.

2noun (اسم)literaryplural (جمع): polestars

اسم — راهنما

راهنماآرمانهدف والا

یک اصل راهنما یا آرمان.

A guiding principle or ideal.

«حقیقت و عدالت راهنمای زندگی او بودند.»

Truth and justice were the polestar of his life.

«برای بسیاری، آزادی همچنان هدف والای نهایی است.»

For many, freedom remains the ultimate polestar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beaconچراغ راهنما

رایج. یک نور یا سیگنال راهنما، که اغلب به صورت مجازی برای چیزی که الهام‌بخش یا هدایت‌کننده است استفاده می‌شود. 'Beacon' به منبع نور و امید اشاره دارد. 'Polestar' به طور خاص به یک راهنمای ثابت و پایدار اشاره می‌کند. 'او چراغ امید بود' درست است. 'عدالت آرمان او بود' به یک ایده ثابت اشاره دارد.

Common. A guiding light or signal, often used figuratively for something that inspires or directs. 'Beacon' implies a source of light and hope. 'Polestar' specifically suggests a fixed, constant guide. 'She was a beacon of hope' works. 'Justice was his polestar' implies a constant ideal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000