police station

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

po·lice sta·tion/pəˈliːs ˌsteɪʃn/
noun (اسم)commonplural (جمع): police stations

اسم — کلانتری

کلانتریپاسگاه پلیساداره پلیس

دفتر محلی نیروی پلیس که افسران پلیس در آن کار می‌کنند و افراد دستگیر شده به طور موقت در آنجا نگهداری می‌شوند.

The local office of the police force, where police officers work and where arrested people are held temporarily.

«مجبور شدم برای گزارش سرقت به کلانتری بروم.»

I had to go to the police station to report the theft.

«مظنون به کلانتری محلی منتقل شد.»

The suspect was taken to the local police station.

تفاوت با واژه‌های مشابه
precinctحوزه انتظامی

رسمی/فنی. به یک منطقه جغرافیایی یا حوزه خاص که یک کلانتری مسئول آن است، اشاره دارد. 'جرم در حوزه سی و چهارم اتفاق افتاد' درست است، اما در مکالمه روزمره نمی‌گویید 'برای گزارش سرقت به حوزه رفتم'؛ بلکه می‌گویید 'به کلانتری رفتم'.

Formal/Technical. Refers to a specific geographical area or district that a police station is responsible for. 'The crime happened in the 34th precinct' works, but you wouldn't say 'I went to the precinct to report a theft' in everyday conversation; you'd say 'police station'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000