portative

por·ta·tive/ˈpɔːrtətɪv/
portcarry-ativeadjective-forming suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more portativesuperlative (عالی): most portative

صفت — قابل حمل

قابل حملسیار

طراحی شده برای حمل و جابجایی؛ قابل حمل.

Designed to be carried; portable.

«ارگ کوچک و قابل حمل بود و برای دسته‌ها استفاده می‌شد.»

The organ was small and portative, used for processions.

«سه‌پایه نقاشی قابل حمل او به وی امکان می‌داد در هر مکانی نقاشی کند.»

Her portative easel allowed her to paint anywhere.

تفاوت با واژه‌های مشابه
portableقابل حمل

روزمره/عمومی. 'قابل حمل' رایج‌ترین مترادف است و عموماً قابل تعویض است. 'پورتاتیو' رسمی‌تر است و کمتر در مکالمات غیررسمی استفاده می‌شود. ممکن است بگوییم 'یک رادیوی قابل حمل' اما به ندرت 'یک رادیوی پورتاتیو'.

Common/everyday. 'Portable' is the most common synonym and is generally interchangeable. 'Portative' is more formal and less frequently used in casual conversation. One might say 'a portable radio' but rarely 'a portative radio'.

movableمتحرک

عمومی. 'متحرک' می‌تواند به هر چیزی که قابل جابجایی است اشاره کند، بدون توجه به سهولت حمل. 'پورتاتیو' به این معناست که مخصوصاً برای حمل با دست یا توسط یک نفر طراحی شده است. یک کاناپه بزرگ متحرک است اما پورتاتیو نیست.

General. 'Movable' can refer to anything that can be moved, regardless of ease of carrying. 'Portative' implies it's specifically designed for carrying by hand or by one person. A large sofa is movable but not portative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000