raft

/ræft/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rafts

اسم — قایق بادی

قایق بادیکلکشناور

یک ساختار شناور مسطح از چوب یا مواد دیگر که به هم بسته شده‌اند و به عنوان قایق یا سکوی شناور استفاده می‌شود.

A flat buoyant structure of timber or other materials fastened together, used as a boat or floating platform.

«آنها برای عبور از رودخانه با تنه درختان یک کلک ساختند.»

They built a raft out of logs to cross the river.

«یک قایق بادی برای رفتینگ در آب‌های خروشان ضروری است.»

An inflatable raft is essential for white-water rafting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dinghyقایق کوچک

روزمره. یک قایق کوچک باز، اغلب بادی، برای تفریح یا به عنوان قایق نجات استفاده می‌شود. اگرچه یک قایق کوچک می‌تواند مانند برخی قایق‌های بادی، بادی باشد، اما معمولاً شکل قایق مشخص‌تری با یک کیل دارد. 'آنها با قایق کوچک به ساحل رفتند' درست است، 'آنها با یک قایق بادی دست‌ساز از رودخانه عبور کردند' به ساختاری ساده‌تر اشاره دارد.

Everyday. A small open boat, often inflatable, used for pleasure or as a lifeboat. While a dinghy can be inflatable like some rafts, it typically has a more defined boat shape with a keel. 'They took the dinghy to shore' works, 'They crossed the river on a makeshift raft' implies a simpler construction.

pontoonپل شناور

فنی. یک قایق یا شناور با کف صاف که به عنوان بخشی از یک پل موقت یا برای حمایت از یک سازه روی آب استفاده می‌شود. 'Pontoon' بیشتر برای حمایت یا پل‌سازی است، در حالی که 'raft' می‌تواند یک کشتی ساده باشد. 'ارتش یک پل شناور ساخت' با 'آنها با تنه درختان یک کلک ساختند' متفاوت است.

Technical. A flat-bottomed boat or float used as part of a temporary bridge or to support a structure on water. 'Pontoon' is more specifically for support or bridging, whereas 'raft' can be a simple vessel. 'The army built a pontoon bridge' is distinct from 'They built a raft from logs'.

2noun (اسم)informalplural (جمع): rafts

اسم — تعداد زیاد

تعداد زیادانبوهموج

تعداد یا مقدار زیادی از چیزی.

A large number or amount of something.

«این پروژه با انبوهی از چالش‌ها روبرو شد.»

The project faced a raft of challenges.

«ما بعد از رویداد یک موج کامل از شکایات دریافت کردیم.»

We received a whole raft of complaints after the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
multitudeانبوه

رسمی/ادبی. تعداد بسیار زیادی از مردم یا چیزها. 'Multitude' اغلب برای مفاهیم انتزاعی یا گروه‌های بزرگ مردم استفاده می‌شود. 'انبوهی از مشکلات' رسمی‌تر از 'یک موج مشکلات' به نظر می‌رسد.

Formal/Literary. A very large number of people or things. 'Multitude' is often used for abstract concepts or large groups of people. 'A multitude of problems' sounds more formal than 'a raft of problems'.

abundanceفراوانی

رسمی. مقدار بسیار زیادی از چیزی. 'Abundance' به معنای فراوانی است و معمولاً مثبت است. 'فراوانی غذا' رایج است. 'انبوهی از تغییرات' به معنای تغییرات زیاد است، اما لزوماً مثبت نیست.

Formal. A very large quantity of something. 'Abundance' implies plenty and is usually positive. 'An abundance of food' is common. 'A raft of changes' implies many changes, but not necessarily positive.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): raftedpast participle (مفعولی): rafted-ing (حال): rafting3rd (سوم): rafts

فعل — با کلک رفتن

با کلک رفتنبا قایق بادی حمل کردن

سفر کردن یا چیزی را با کلک یا شناور حمل کردن.

To travel or transport something on a raft.

«آنها قصد دارند تابستان آینده از آب‌های خروشان با کلک عبور کنند.»

They plan to raft the rapids next summer.

«ما لوازم خود را با کلک از دریاچه عبور دادیم.»

We rafted our supplies across the lake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
floatشناور شدن

روزمره. روی سطح مایع بدون غرق شدن قرار گرفتن. 'Float' عمومی‌تر است؛ 'raft' به روشی خاص از سفر آبی با استفاده از کلک اشاره دارد. 'قایق روی آب شناور بود' عمومی است، 'آنها با کلک در رودخانه پایین رفتند' فعالیت را مشخص می‌کند.

Everyday. To rest on the surface of a liquid without sinking. 'Float' is more general; 'raft' implies a specific method of water travel using a raft. 'The boat floated on the water' is general, 'They rafted down the river' specifies the activity.

sailبادبانی رفتن

روزمره. در یک قایق که با بادبان یا قدرت خودش حرکت می‌کند، سفر کردن. 'Sail' به کشتی پیچیده‌تری نسبت به کلک اشاره دارد، معمولاً با بادبان یا موتور. 'ما در اقیانوس بادبانی رفتیم' با 'با کلک در رودخانه پایین رفتن' متفاوت است.

Everyday. To travel in a boat propelled by sails or by its own power. 'Sail' implies a more sophisticated vessel than a raft, usually with sails or an engine. 'We sailed across the ocean' is different from 'rafting down a river'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000