ramify

ram·i·fy/ˈræməˌfaɪ/
rambranch-ifyto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): ramifiedpast participle (مفعولی): ramified-ing (حال): ramifying3rd (سوم): ramifies

فعل — شاخه‌دار شدن

شاخه‌دار شدنشاخ و برگ گرفتن

گسترش یافتن یا تقسیم شدن به شاخه‌های فرعی.

To spread out or branch into subdivisions.

«رودخانه به چندین جریان کوچک‌تر تقسیم می‌شود.»

The river ramifies into many smaller streams.

«سازمان به بخش‌های مختلف گسترش یافته است.»

The organization ramifies across many sectors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه‌بندی کردن

رایج. تقسیم شدن به بخش‌ها، استفاده مشابه.

Common. To divide into parts or sections, similar usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000