verb (فعل)commonpast (گذشته): rammedpast participle (مفعولی): rammed-ing (حال): ramming3rd (سوم): rams
فعل — برخورد کرد
برخورد کردکوبید
با نیروی زیاد برخورد کردن یا کوبیدن؛ شکل گذشته فعل «ram».
Hit or crashed into forcefully; past tense of 'ram'.
«ماشین به موانع برخورد کرد.»
“The car rammed into the barrier.”
«او در را با زور کوبید تا باز شود.»
“He rammed the door open.”
تفاوت با واژههای مشابه
crashed— تصادف کرد
عمومی. برخورد شدید که شبیه rammed است.
General. Implies violent collision, similar to rammed.