rammer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ram·mer/ˈræmər/
ramto strike or push forcefully-meragent suffix, one who does
noun (اسم)technicalplural (جمع): rammers

اسم — کوبه

کوبهفشرده‌کننده

ابزاری یا فردی که با ضربات سنگین مکرر چیزی را فشرده می‌کند.

A tool or person that forces something to be compacted by repeated heavy blows.

«کارگر با کوبه خاک را فشرده کرد.»

“The worker used a rammer to compact the soil.”

«کوبه در ساخت جاده ضروری است.»

“A rammer is essential in road construction.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000