randomization

ran·dom·i·za·tion/ˌrændəmaɪˈzeɪʃən/
randomlacking a definite plan, purpose, or pattern-izeto make or cause to be-ationaction or process
noun (اسم)technical

اسم — تصادفی‌سازی

تصادفی‌سازیتصادف‌سازی

فرآیند تصادفی کردن چیزی، به ویژه در آزمایش‌های علمی برای اطمینان از اعتبار آماری و جلوگیری از سوگیری.

The process of making something random, especially in scientific experiments to ensure statistical validity and prevent bias.

«تصادفی‌سازی برای یک کارآزمایی بالینی منصفانه حیاتی است.»

Randomization is crucial for a fair clinical trial.

«این الگوریتم از درجه بالایی از تصادفی‌سازی استفاده می‌کند.»

The algorithm uses a high degree of randomization.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chanceشانس

روزمره. به نتیجه یک رویداد غیرقابل پیش‌بینی اشاره دارد، اما نه به فرآیند تصادفی کردن آن. 'تصادفی‌سازی نتایج شانسی را تضمین می‌کند.' مستقیماً قابل جایگزینی نیست، اما مرتبط است.

Everyday. Refers to the outcome of an unpredictable event, but not the process of making it random. 'Randomization ensures chance outcomes.' Not directly interchangeable, but related.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000