regrow

re·grow/ˌriːˈɡroʊ/
re-againgrowto increase in size or number
verb (فعل)commonpast (گذشته): regrewpast participle (مفعولی): regrown-ing (حال): regrowing3rd (سوم): regrows

فعل — دوباره رشد کردن

دوباره رشد کردنرشد مجدد

دوباره رشد کردن پس از بریدن، از دست دادن یا جدا شدن.

To grow again after being cut, lost, or removed.

«درخت پس از هرس شاخه‌هایش دوباره رشد می‌کنند.»

The tree can regrow its branches after pruning.

«کُرم‌ها می‌توانند دم‌شان را دوباره رشد دهند.»

Lizards can regrow their tails.

تفاوت با واژه‌های مشابه
regenerateبازتولید کردن

رسمی. در زمینه‌های زیستی به‌خصوص بازسازی با 'regrow' مشابه است.

Formal. Can be used synonymously with 'regrow' in biological contexts, especially tissue recovery.

sproutجوانه زدن

روزمره. بیشتر برای مرحله اولیه رشد گیاه به کار می‌رود، در زمینه گیاهان گاهی قابل جایگزینی است.

Everyday. Emphasizes the initial growth stage of plants, somewhat interchangeable in plant contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000