verb (فعل)commonpast (گذشته): regrewpast participle (مفعولی): regrown-ing (حال): regrowing3rd (سوم): regrows
فعل — دوباره رشد کردن
دوباره رشد کردنرشد مجدد
دوباره رشد کردن پس از بریدن، از دست دادن یا جدا شدن.
To grow again after being cut, lost, or removed.
«درخت پس از هرس شاخههایش دوباره رشد میکنند.»
“The tree can regrow its branches after pruning.”
«کُرمها میتوانند دمشان را دوباره رشد دهند.»
“Lizards can regrow their tails.”
تفاوت با واژههای مشابه
regenerate— بازتولید کردن
رسمی. در زمینههای زیستی بهخصوص بازسازی با 'regrow' مشابه است.
Formal. Can be used synonymously with 'regrow' in biological contexts, especially tissue recovery.
sprout— جوانه زدن
روزمره. بیشتر برای مرحله اولیه رشد گیاه به کار میرود، در زمینه گیاهان گاهی قابل جایگزینی است.
Everyday. Emphasizes the initial growth stage of plants, somewhat interchangeable in plant contexts.