در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جوانتر، تازهتر یا سرزندهتر شدن یا نشان دادن (گذشته و نقش صفت).
Made to feel or look younger, fresher, or more lively (past participle).
«درمان اسپا او را احساس جوانی و تازگی بخشید.»
“The spa treatment left her feeling rejuvenated.”
«گیاهان جوان یافته به سرعت در بهار رشد کردند.»
متداول. به معنای دریافت زندگی یا انرژی جدید، استفادههای مشابه.
Common. Means given new life or energy, similar use.