rejuvenate

re·ju·ve·nate/rɪˈdʒuːvəˌneɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rejuvenatedpast participle (مفعولی): rejuvenated-ing (حال): rejuvenating3rd (سوم): rejuvenates

فعل — جوان کردن

جوان کردناحیا کردن

جوان‌تر، تازه‌تر یا پرجنب‌وجوش‌تر کردن کسی یا چیزی.

To make someone or something look or feel younger, fresher, or more lively.

«درمان اسپا پوست او را جوان کرد.»

The spa treatment rejuvenated her skin.

«یک تعطیلات می‌تواند انرژی شما را احیا کند.»

A vacation can rejuvenate your energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refreshتازه کردن

رایج. در موقعیت غیررسمی به معنی زنده کردن یا نو کردن جایگزین می‌شود.

Common. Can replace rejuvenate in casual contexts meaning to revive or renew.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000