retort

re·tort/rɪˈtɔːrt/
re-back / againtorttwist / turn
1verb (فعل)commonpast (گذشته): retortedpast participle (مفعولی): retorted-ing (حال): retorting3rd (سوم): retorts

فعل — پاسخ تند دادن

پاسخ تند دادنجواب کوبنده دادن

با پاسخ سریع و تند؛ معمولاً به شکل هوشمندانه یا خشمگینانه جواب دادن.

To reply quickly and sharply, often in a clever or angry way.

«او سریع به نظر بی‌ادبانه‌اش پاسخ تندی داد.»

She quickly retorted to his rude comment.

«وقتی متهم شد با تندی جواب داد.»

He retorted sharply when accused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replyپاسخ دادن

رایج. در مواقعی که پاسخ سریع داده می‌شود قابل جایگزینی است. «او به سؤال او پاسخ داد» در مقابل «او پاسخ تندی داد» نشان‌دهنده لحن تند در retort است.

Common. Interchangeable in many contexts where a prompt answer is given. 'She replied to his question' vs. 'She retorted' implies sharper tone in retort.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): retorts

اسم — پاسخ کوبنده

پاسخ کوبندهجواب تند

پاسخ سریع، تند یا هوشمندانه، به‌ویژه در جروبحث.

A quick, sharp, or witty reply, especially in argument.

«پاسخ تند او همه را شگفت‌زده کرد.»

Her retort caught everyone by surprise.

«او در مباحثه پاسخ تندی داد.»

He delivered a sharp retort during the debate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replyپاسخ

رایج. اصطلاح کلی برای پاسخ؛ retort نشان‌دهنده تندی یا هوشمندی است که reply ممکن است نداشته باشد.

Common. General term for an answer; 'retort' implies sharpness which 'reply' may lack.

comebackجواب تیز

غیررسمی. معمولاً پاسخ سریع، هوشمندانه یا بامزه در مقابل یک جمله است. در موارد غیررسمی با retort مترادف است.

Informal. Usually a quick, clever or funny reply in response to a remark. Synonymous with retort in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000