retraces

re·trac·es/rɪˈtreɪsɪz/
re-againtraceto follow or map
verb (فعل)commonpast (گذشته): retracedpast participle (مفعولی): retraced-ing (حال): retracing3rd (سوم): retraces

فعل — دوباره دنبال کردن مسیر

دوباره دنبال کردن مسیربازگشت به خط سیر

دوباره مسیر یا قدم‌های یک راه را دنبال کردن.

To go back over or follow the same path or steps again.

«او برای پیدا کردن کلیدهای گمشده قدم‌هایش را دوباره دنبال می‌کند.»

He retraces his steps to find the lost keys.

«کارآگاه حرکت‌های مظنون را دوباره دنبال می‌کند.»

The detective retraces the suspect’s movements.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retraceدوباره دنبال کردن

همان واژه، رسمی یا خنثی.

Same as headword. Formal or neutral.

backtrackبازگشت به مسیر قبلی

غیررسمی. تأکید بر برگرداندن قدم‌ها به عقب.

Informal. Emphasizes retracing steps backward.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000