reunites

re·u·nites/ˌriːjuˈnaɪts/
re-again / backuniteto join together
1verb (فعل)commonpast (گذشته): reunitedpast participle (مفعولی): reunited-ing (حال): reuniting3rd (سوم): reunites

فعل — دوباره متحد می‌کند

دوباره متحد می‌کنددوباره گرد هم می‌آوردوصل می‌کند

دو یا چند نفر یا چیزی را که از هم جدا شده‌اند، دوباره گرد هم آوردن.

Bring together again two or more people or things that have been separated.

«توله سگ گمشده با صاحبش دوباره متحد می‌شود.»

The lost puppy reunites with its owner.

«گروه برای یک کنسرت ویژه دوباره گرد هم می‌آید.»

The band reunites for a special concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconcilesآشتی می‌دهد

رسمی/رایج. به معنای نه تنها گرد هم آوردن، بلکه حل و فصل یک درگیری یا اختلاف نظر است. اگر جدایی به دلیل درگیری باشد قابل استفاده است. «خانواده آشتی می‌کند» در جایی که «متحد می‌کند» نیز برای خانواده‌ها پس از یک اختلاف کاربرد دارد.

Formal/Common. Implies not just bringing together, but also resolving a conflict or disagreement. Can be used if the separation was due to conflict. 'The family reconciles' works where 'reunites' also applies to families after a dispute.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): reunites

اسم — تجدید دیدار

تجدید دیدارگرد هم آمدن مجدد

یک رویداد یا مناسبت که در آن افراد دوباره گرد هم می‌آیند.

An event or occasion when people are brought together again.

«کلاس هر پنج سال یک بار یک تجدید دیدار برگزار می‌کند.»

The class plans a reunites every five years.

«تجدید دیدارهای سالانه او با دوستان قدیمی همیشه خاص هستند.»

His annual reunites with old friends are always special.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000