ruffles

ruff·les/ˈrʌfəlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ruffles

اسم — چین پارچه

چین پارچهپُف پارچه

یک نوار پارچه چین‌خورده روی لباس برای تزئین.

A strip of fabric gathered or pleated on clothing for decoration.

«پیراهن چروک‌های ابریشمی سفید دارد.»

The dress has white silk ruffles.

«او چین‌های تزیینی به دامن اضافه کرد.»

She added ruffles to the skirt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frillحاشیه تزیینی

رایج. درباره لبه‌های تزئینی پارچه روی لباس قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to decorative fabric edges on clothing.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): ruffledpast participle (مفعولی): ruffled-ing (حال): ruffling3rd (سوم): ruffles

فعل — آشفته کردن

آشفته کردننا آرام کردن

آشفته یا ناراحت کردن، معمولاً به معنای برهم زدن آرامش یا سطح صاف چیزی.

To disturb the smoothness or calmness of something, often to upset or annoy.

«صدای بلند پرهای پرندگان را به هم ریخت.»

The loud noise ruffled the birds' feathers.

«اظهار نظر بی‌ادبانه‌اش حال او را خراب کرد.»

His rude comment ruffled her mood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disturbمختل کردن

رایج. وقتی به معنی مختل کردن باشد جایگزین می‌شود.

Common. Can replace ruffle when meaning to disrupt or upset.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000