اسم — چین پارچه
یک نوار پارچه چینخورده روی لباس برای تزئین.
A strip of fabric gathered or pleated on clothing for decoration.
«پیراهن چروکهای ابریشمی سفید دارد.»
“The dress has white silk ruffles.”
«او چینهای تزیینی به دامن اضافه کرد.»
“She added ruffles to the skirt.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. درباره لبههای تزئینی پارچه روی لباس قابل جایگزینی است.
Common. Interchangeable when referring to decorative fabric edges on clothing.
فعل — آشفته کردن
آشفته یا ناراحت کردن، معمولاً به معنای برهم زدن آرامش یا سطح صاف چیزی.
To disturb the smoothness or calmness of something, often to upset or annoy.
«صدای بلند پرهای پرندگان را به هم ریخت.»
“The loud noise ruffled the birds' feathers.”
«اظهار نظر بیادبانهاش حال او را خراب کرد.»
“His rude comment ruffled her mood.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی به معنی مختل کردن باشد جایگزین میشود.
Common. Can replace ruffle when meaning to disrupt or upset.