scarring

scar·ing/ˈskɑrɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — زخم‌ماندگی

زخم‌ماندگیجای زخماسکار

فرآیند یا نتیجه تشکیل جای زخم روی پوست یا بافت.

The process or result of forming a scar on the skin or tissue.

«سوختگی جای زخمی دائمی به جا گذاشت.»

The burn left permanent scarring.

«جای زخم پس از جراحی با گذشت زمان کم‌رنگ می‌شود.»

Scarring after surgery can fade over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
markنشان

رایج. اصطلاح کلی نشانه روی پوست؛ کمتر خاص از scarring است.

Common. General term for a skin mark; less specific than scarring.

blemishلکه

رایج. لکه کوچکی روی پوست؛ گاهی با scarring خفیف قابل تعویض است.

Common. Small mark on skin; sometimes interchangeable with minor scarring.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000