فعل — سرزنش کردن
با عصبانیت یا شدت، سرزنش کردن یا ابراز نارضایتی کردن
Rebuke or express disapproval angrily or harshly
«وقتی کودکان بدرفتاری میکنند، او آنها را سرزنش میکند.»
“She scolds her children when they misbehave.”
«معلم بهخاطر دیر رسیدن او را سرزنش کرد.»
“The teacher scolded him for being late.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. میتواند در موقعیتهای جدی جایگزین scold شود، معمولاً به معنای توبیخ رسمی است.
Formal. Can replace 'scold' in serious contexts, often implying official reprimand.
رسمی یا ادبی. معنی مشابه ولی قدیمیتر و ملایمتر از scold است.
Formal or literary. Similar meaning but more old-fashioned and gentle than 'scold'.
متضادها
اسم — ناسزاگو
کسی که اغلب دیگران را توبیخ یا سرزنش میکند
A person who often reprimands or criticizes others
«او در محله بهعنوان یک ناسزاگو شناخته میشود.»
“He is known as a scold in the neighborhood.”
«اینقدر ناسزاگو نباش و آرامش داشته باش.»
“Don't be such a scold and relax.”