shaved

/ʃeɪvd/
shaveto remove hair or a thin layer-edpast tense/past participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): shavedpast participle (مفعولی): shaved / shaven-ing (حال): shaving3rd (سوم): shaves

فعل — اصلاح کرد

اصلاح کردتراشیدپوست کند

شکل گذشته و اسم مفعول 'shave'، به معنای از بین بردن مو از پوست، به ویژه از صورت، با استفاده از تیغ یا ابزار تیز دیگر، یا بریدن یک لایه نازک از چیزی.

Past tense and past participle of 'shave', meaning to remove hair from the skin, especially from the face, using a razor or other sharp instrument, or to cut a thin slice off something.

«او امروز صبح ریشش را تراشید.»

He shaved his beard this morning.

«نجار یک لایه نازک از چوب را تراشید.»

The carpenter shaved a thin layer off the wood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trimmedکوتاه کرد

متداول. 'کوتاه کرد' معمولاً به معنای مرتب بریدن چیزی است، اغلب مو، اما نه لزوماً از بین بردن کامل آن از سطح پوست مانند اصلاح کردن. 'او ریشش را کوتاه کرد' درست است، 'او ریشش را تراشید' به این معنی است که آن را کاملاً از بین برد.

Common. 'Trimmed' usually means to cut something neatly, often hair, but not necessarily removing it completely at the skin level like shaving. 'He trimmed his beard' works, 'He shaved his beard' means he removed it entirely.

cutبرید

متداول. 'برید' یک اصطلاح بسیار کلی برای تقسیم یا از بین بردن چیزی با یک ابزار تیز است. 'تراشید' به معنای برشی بسیار نزدیک است، به ویژه برای از بین بردن مو یا برداشتن یک لایه نازک. 'او موهایش را برید' درست است، 'او پاهایش را تراشید' خاص‌تر است.

Common. 'Cut' is a very general term for dividing or removing something with a sharp instrument. 'Shaved' implies a very close cut, specifically for hair removal or taking off a thin layer. 'She cut her hair' works, 'She shaved her legs' is more specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000