shelved

/ʃɛlvd/
shelfa long, flat board fixed horizontally to a wall or forming part of a unit, for placing things on-edpast tense / past participle marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): shelvedpast participle (مفعولی): shelved-ing (حال): shelving3rd (سوم): shelves

فعل — قفسه گذاشته شده

قفسه گذاشته شدهروی طاقچه قرار داده شده

(چیزی را) روی قفسه قرار دادن.

Placed (something) on a shelf.

«کتاب‌های جدید به سرعت توسط کتابدار قفسه گذاشته شدند.»

The new books were quickly shelved by the librarian.

«گلدان‌های ظریف با دقت روی قفسه قرار داده شدند.»

The delicate vases were carefully shelved.

تفاوت با واژه‌های مشابه
storedذخیره شده

رایج. برای استفاده آینده نگهداری شده؛ در مکانی خاص برای نگهداری ایمن قرار داده شده. گسترده‌تر از 'قفسه گذاشته شده' است زیرا 'ذخیره شده' می‌تواند در هر جایی باشد، نه فقط روی قفسه. 'در اتاق زیر شیروانی ذخیره شده' درست است، 'در کتابخانه قفسه گذاشته شده' درست است.

Common. Kept for future use; placed in a particular location for safekeeping. Broader than 'shelved' as 'stored' can be anywhere, not just on a shelf. 'Stored in the attic' works, 'shelved in the library' works.

arrangedچیده شده

رایج. به شکلی خاص قرار داده شده. مشابه 'ذخیره شده' است اما می‌تواند به معنای نظم یا نمایش بیشتر باشد. 'کتاب‌های چیده شده روی قفسه' درست است. 'کتاب‌های قفسه گذاشته شده' درست است و نوع خاصی از چیدمان را نشان می‌دهد.

Common. Placed in a particular way. Similar to 'stored' but can imply more order or display. 'Books arranged on a shelf' works. 'Books shelved' works and implies a specific kind of arrangement.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): shelvedpast participle (مفعولی): shelved-ing (حال): shelving3rd (سوم): shelves

فعل — کنار گذاشته شده

کنار گذاشته شدهلغو شدهبه تعویق افتاده

به تعویق افتاده یا به طور نامحدود کنار گذاشته شده؛ لغو شده یا رها شده.

Postponed or put aside indefinitely; cancelled or abandoned.

«پروژه به دلیل کمبود بودجه کنار گذاشته شد.»

The project was shelved due to lack of funding.

«بسیاری از ایده‌های قدیمی کنار گذاشته می‌شوند و هرگز دوباره بررسی نمی‌شوند.»

Many older ideas are shelved and never revisited.

تفاوت با واژه‌های مشابه
postponedبه تعویق افتاده

رایج. به زمان دیگری موکول شده. با 'کنار گذاشته شده' قابل جایگزینی است وقتی به پروژه‌ای یا تصمیمی اشاره دارد که به تعویق افتاده است. 'جلسه به تعویق افتاد.' 'پروژه کنار گذاشته شد.' 'به تعویق افتاده' به یک تاریخ آینده اشاره دارد، 'کنار گذاشته شده' به تعویق نامحدود یا رها شدن اشاره دارد.

Common. Delayed to a later time. Interchangeable with 'shelved' when referring to a project or decision that is put off. 'The meeting was postponed.' 'The project was shelved.' 'Postponed' implies a future date, 'shelved' implies an indefinite delay or abandonment.

cancelledلغو شده

رایج. تصمیم گرفته شده یا اعلام شده که چیزی اتفاق نخواهد افتاد. با 'کنار گذاشته شده' قابل جایگزینی است وقتی یک پروژه به طور کامل متوقف شود. 'رویداد لغو شد.' 'عرضه محصول کنار گذاشته شد.' 'لغو شده' قاطع‌تر است و معمولاً به معنای پایان است، در حالی که 'کنار گذاشته شده' می‌تواند نشان دهد که ممکن است دوباره بررسی شود.

Common. Decided or announced that something will not happen. Can be interchangeable with 'shelved' when a project is completely called off. 'The event was cancelled.' 'The product launch was shelved.' 'Cancelled' is more definitive and usually implies the end, while 'shelved' can suggest it might be revisited.

abandonedرها شده

رایج. به طور کامل رها شده؛ خالی یا بلااستفاده رها شده. قوی‌تر از 'کنار گذاشته شده' است زیرا به معنای یک رها کردن کامل و نهایی است، اغلب با حس بی‌توجهی. 'یک ساختمان رها شده.' 'برنامه‌های قدیمی کنار گذاشته شدند.' شما نمی‌گویید 'یک ساختمان کنار گذاشته شده'.

Common. Given up completely; left empty or unused. Stronger than 'shelved' as it implies a complete and final giving up, often with a sense of neglect. 'An abandoned building.' 'The old plans were shelved.' You wouldn't say 'an shelved building'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000