shipboard

ship·board/ˈʃɪpˌbɔrd/
shipnautical vesselboardsurface or area of a ship
adjective (صفت)common

صفت — مربوط به کشتی

مربوط به کشتیروی کشتی

مربوط به کشتی یا روی کشتی واقع شده.

Relating to or located on a ship.

«خدمه در سالن روی کشتی گرد هم آمدند.»

The crew met in the shipboard lounge.

«عملیات روی کشتی نیاز به تدابیر ایمنی سختگیرانه دارد.»

Shipboard operations require strict safety measures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nauticalدریایی

رسمی. به طور کلی مربوط به کشتی و دریاست، وقتی صحبت از زمینه‌های دریایی است قابل تعویض هستند، اما shipboard مخصوصاً بودن روی کشتی را تأکید می‌کند.

Formal. Refers broadly to ships and the sea, interchangeable when describing maritime contexts but 'shipboard' specifically emphasizes being on the ship.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000