slatted

slat·ted/ˈslætɪd/
slatthin, narrow piece of wood or metal-edhaving the quality or condition of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more slattedsuperlative (عالی): most slatted

صفت — دارای نوار باریک

دارای نوار باریکشطرنجی

دارای نوارهای باریک؛ ساخته شده با قطعات باریک چوب یا فلز.

Having slats; constructed with or containing narrow strips of material.

«آنها روی نیمکت قدیمی که دارای نوارهای باریک بود در پارک نشستند.»

They sat on the old slatted bench in the park.

«پنجره دارای کرکره‌های شطرنجی بود تا نور را کنترل کند.»

The window had slatted shutters to control light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
louveredدارای لایه‌های باریک

رسمی. به معنی داشتن نوارهای زاویه‌دار که معمولاً با slatted قابل تعویض است.

Formal. Means having angled slats or blinds, often used interchangeably with slatted.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000