snitchy

snitch·y/ˈsnɪtʃ.i/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): snitchiersuperlative (عالی): snitchiest

صفت — خبرچین

خبرچینلو دهنده

تمایل به لو دادن دیگران یا فاش کردن اسرار؛ خبرچینی.

Tending to inform on others or reveal secrets; tattling.

«او همیشه درباره اشتباهات همکلاسی‌ها خبرچینی می‌کند.»

He's always snitchy about classmates' mistakes.

«اینقدر خبرچین نباش؛ بعضی چیزها را خصوصی نگه دار.»

Don't be so snitchy; keep some things private.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tattlingخبرچینی

غیررسمی. قابل جایگزین، به ویژه در میان کودکان، وقتی کسی اسرار یا کارهای بد را فاش می‌کند.

Informal. Interchangeable, especially with children, when someone reveals secrets or misdeeds.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000