splay

/spleɪ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): splayedpast participle (مفعولی): splayed-ing (حال): splaying3rd (سوم): splays

فعل — پخش شدن

پخش شدنباز کردنگستراندن

گسترده شدن یا باز شدن به اطراف، به ویژه اندام‌ها یا انگشتان، به شکلی ناخوشایند یا بی‌قاعده.

To spread out or apart, especially limbs or fingers, in an awkward or ungraceful way.

«او افتاد و دست‌ها و پاهایش پخش شدند.»

He fell, his arms and legs splayed out.

«هنرمند رنگ را به صورت ضخیم روی بوم پخش کرد.»

The artist splayed the paint thickly on the canvas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spreadپخش کردن

بسیار رایج. 'پخش کردن' یک اصطلاح کلی برای گسترش چیزی در یک منطقه بزرگتر است، بدون بار معنایی منفی ناخوشایندی یا ناهنجاری که 'splay' به آن اشاره دارد. 'کره روی نان تست پخش کردن' درست است، 'splay butter' غلط است.

Very common. 'Spread' is a general term for extending something over a larger area, without the negative connotation of awkwardness or ungainliness implied by 'splay'. 'Spread butter on toast' works, 'splay butter' does not.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more splayedsuperlative (عالی): most splayed

صفت — باز شده

باز شدهپخش شده

گسترده یا باز شده به اطراف، به ویژه به شکلی ناخوشایند یا ناهنجار.

Spread out or apart, especially in an ungainly or awkward manner.

«گربه با پنجه‌های باز شده دراز کشیده بود.»

The cat lay with its paws splayed.

«انگشتان باز او برای گرفتن توپ تقلا می‌کردند.»

His splayed fingers struggled to grip the ball.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wideپهن

بسیار رایج. یک صفت عمومی برای چیزی که از یک طرف به طرف دیگر دارای وسعت زیادی است. بسیار گسترده‌تر از 'splayed' است و به وضعیت ناهنجار اشاره‌ای ندارد. 'جاده‌ای پهن' صحیح است، اما 'جاده‌ای باز شده' نه.

Very common. A general adjective for something of great extent from side to side. It is much broader than 'splayed' and doesn't imply an awkward posture. 'A wide road' is fine, but not 'a splayed road'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000