spreads

/sprɛdz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spreadpast participle (مفعولی): spread-ing (حال): spreading3rd (سوم): spreads

فعل — گسترش می‌یابد

گسترش می‌یابدپخش می‌کند

گسترش پیدا کردن یا کشیده شدن به منطقه یا افراد بیشتر.

Expands or extends over a larger area or among more people.

«آتش در جنگل‌های خشک به سرعت گسترش می‌یابد.»

The fire spreads quickly in dry forests.

«بیماری از طریق تماس پخش می‌شود.»

The disease spreads through contact.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendsگسترش می‌یابد

معمولی. معنای مشابه spread دارد اما ممکن است افزایش تدریجی را نشان دهد؛ در بسیاری از بافت‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning to 'spreads' but can imply gradual increase; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000