در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نرم و بهراحتی فشرده یا لهشدنی.
Soft and easily compressed or crushed.
«اسباببازی نرم و قابل فشار بود.»
“The toy was soft and squishy to touch.”
«گل زیر پا احساس نرمی و لهشدگی دارد.»
“Mud feels squishy underfoot.”
بسیار رایج، در بسیاری از موارد قابل تعویض است اما کمتر بازیگوش نسبت به squishy.
Very common, broadly interchangeable in many contexts but less playful than squishy.