stamps

/stæmps/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stamps

اسم — تمبرها

تمبرهامهرها

کاغذهای چسبانی کوچک که برای ارسال نامه یا بسته‌ها استفاده می‌شوند.

Small adhesive pieces of paper used for mailing letters or packages.

«او تمبرهای قدیمی از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.»

She collects old stamps from different countries.

«او تمبر برای ارسال بسته خرید.»

He bought stamps to mail the package.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stampedpast participle (مفعولی): stamped-ing (حال): stamping3rd (سوم): stamps

فعل — ممهور کردن

ممهور کردنمهر زدن

فشردن یا ممهور کردن چیزی روی سطح، اغلب با مهر لاستیکی.

To press a mark into a surface, often using a rubber stamp.

«کارمند سند را به طور رسمی مهر زد.»

The clerk stamped the document officially.

«او امضای خود را روی هر صفحه مهر می‌کند.»

She stamps her signature on each page.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impressمهر زدن

رسمی. مخصوصاً برای ایجاد نشانه یا اثر واضح به کار می‌رود.

Formal. Used especially for making a mark or impression clearly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000