stonewalling

stone·wall·ing/ˈstoʊnwɔːlɪŋ/
stonerock materialwalla solid, upright structure-ingthe action or process of
1noun (اسم)common

اسم — کارشکنی

کارشکنیمانع‌تراشیسنگ اندازی

عمل به تأخیر انداختن یا مانع شدن یک درخواست، فرآیند یا شخص با امتناع از ارتباط، با طفره رفتن، یا با عدم همکاری.

The act of delaying or obstructing a request, process, or person by refusing to communicate, by being evasive, or by being uncooperative.

«دولت متهم به کارشکنی در تحقیقات مربوط به رسوایی شد.»

The government was accused of stonewalling inquiries into the scandal.

«کارشکنی او مانع هرگونه پیشرفتی در مذاکرات شد.»

His stonewalling prevented any progress in the negotiations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstructionمانع‌تراشی

رسمی. اصطلاحی عمومی برای سد کردن یا مانع شدن چیزی. 'Stonewalling' نوع خاصی از مانع‌تراشی است که معمولاً شامل عدم همکاری در ارتباط است. 'او به کارشکنی در اجرای عدالت متهم شد' درست است، 'او به کارشکنی در اجرای عدالت متهم شد' (با معنی stonewalling) کمتر رایج است اما به روش خاصی از مانع‌تراشی اشاره دارد.

Formal. A general term for blocking or hindering something. 'Stonewalling' is a specific *type* of obstruction, usually involving uncooperative communication. 'He was accused of obstruction of justice' works, 'He was accused of stonewalling justice' is less common but implies a specific method of obstruction.

evasionطفره

رایج. عمل اجتناب از چیزی، به ویژه یک پاسخ یا یک وظیفه. 'Stonewalling' اغلب شامل طفره است، اما همچنین به امتناع مداوم‌تری از مشارکت اشاره دارد. 'طفره‌رفتن مداوم او مصاحبه را دشوار کرد' درست است، 'کارشکنی مداوم او مصاحبه را دشوار کرد' (با معنی stonewalling) نیز خوب است و بر عدم کمک عمدی تأکید می‌کند.

Common. The act of avoiding something, especially an answer or a duty. 'Stonewalling' often includes evasion, but also implies a more persistent refusal to engage. 'His constant evasion made the interview difficult' works, 'His constant stonewalling made the interview difficult' is also good, emphasizing the deliberate unhelpfulness.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stonewalledpast participle (مفعولی): stonewalled-ing (حال): stonewalling3rd (سوم): stonewalls

فعل — کارشکنی کردن

کارشکنی کردنسنگ اندازی کردنطفره رفتن

به تأخیر انداختن یا مانع شدن با امتناع از همکاری یا ارائه اطلاعات.

To delay or obstruct by refusing to cooperate or give information.

«شاهد همچنان از پاسخ دادن به سوالات دادستان طفره می‌رفت.»

The witness continued to stonewall the prosecutor's questions.

«آنها شرکت را به کارشکنی در تلاش‌هایشان برای کسب اطلاعات متهم کردند.»

They accused the company of stonewalling their efforts to get information.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstructمانع شدن

رسمی. فعلی عمومی برای سد کردن یا مانع شدن. 'Stonewall' روش خاصی برای مانع شدن است (با عدم همکاری در ارتباط). 'او سعی کرد در تحقیقات مانع شود' درست است، 'او سعی کرد در تحقیقات کارشکنی کند' (با معنی stonewall) به این معنی است که او با امتناع از پاسخگویی به سوالات این کار را کرد.

Formal. A general verb for blocking or hindering. 'Stonewall' is a specific way to obstruct (by being uncooperative in communication). 'He tried to obstruct the investigation' works, 'He tried to stonewall the investigation' implies he did so by refusing to answer questions.

evadeطفره رفتن

رایج. فرار کردن یا اجتناب کردن، به ویژه با زیرکی یا فریب. در حالی که 'stonewalling' شامل امتناع از درگیری مستقیم است، 'evade' می‌تواند در تلاش برای اجتناب فعال‌تر باشد. 'او از پاسخ دادن به سوال طفره رفت' درست است، 'او در مورد سوال کارشکنی کرد' (با معنی stonewall) به این معنی است که او به سادگی از پاسخ دادن امتناع کرد یا پاسخ‌های بی‌ربط داد.

Common. To escape or avoid, especially by cleverness or trickery. While 'stonewalling' involves refusing to directly engage, 'evade' can be more active in trying to avoid. 'He evaded the question' works, 'He stonewalled the question' implies he simply refused to answer or gave non-answers.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000