در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای نگرشها و رفتارهای اخلاقی بسیار سختگیرانه و رسمی.
Having very strict moral attitudes and behavior; very proper and conventional.
«او در خانهای با قوانین سفت و سخت بزرگ شد.»
“She grew up in a straitlaced household.”
«دیدگاههای سختگیرانه او دوستان آزاداندیشترش را شوکه کرد.»
“His straitlaced views shocked his more liberal friends.”
رسمی است. وقتی به رفتار بیش از حد مؤدب اشاره دارد جایگزین میشود، نه برای سختگیری اخلاقی.
Formal. Can replace straitlaced when talking about overly proper behavior, e.g. 'prim manners'. Not for moral strictness.
غیررسمی است. معنای مشابه دارد ولی اغلب به احتیاط بیش از حد در مسائل جنسی اشاره دارد.
Informal. Similar meaning but often implies excessive modesty or shock at sex-related topics, e.g. 'prudish attitude'.