swirly

swir·ly/ˈswɜːrli/
swirlmove in a twisting or circular pattern-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): swirliersuperlative (عالی): swirliest

صفت — مارپیچی

مارپیچیپیچ‌دار

دارای الگوی پیچ‌شی یا مارپیچی یا حرکتی مانند آن.

Having a twisting or spiral pattern or movement.

«او لباسی با طرح مارپیچ پوشیده بود.»

She wore a dress with a swirly pattern.

«باد ابرهای پیچ‌دار در آسمان ساخت.»

The wind created swirly clouds in the sky.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spiralمارپیچ

رایج. به شکل دایره‌ای یا مارپیچ اشاره دارد؛ تقریباً هم‌معنی swirly.

Common. Describes circular or helical shape; nearly synonymous with 'swirly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000