tattoo

tat·too/tæˈtuː/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tattoos

اسم — خالکوبی

خالکوبیتاتو

نوعی تغییر شکل بدن که در آن با وارد کردن جوهر یا رنگدانه‌ها به لایه درم پوست، طرحی دائمی یا موقت ایجاد می‌شود.

A form of body modification where a design is made by inserting ink, dyes, and/or pigments, either indelible or temporary, into the dermis layer of the skin to change the pigment.

«او یک خالکوبی پرنده کوچک روی مچ دستش انجام داد.»

She got a small bird tattoo on her wrist.

«بازویش با خالکوبی‌های پیچیده پوشیده شده است.»

His arm is covered in intricate tattoos.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inkجوهر

غیررسمی. اغلب به صورت عامیانه برای اشاره به خود خالکوبی استفاده می‌شود، به ویژه هنگام صحبت غیررسمی در مورد گرفتن آن. «دارم به گرفتن جوهر جدید فکر می‌کنم» درست است، اما «او یک جوهر زیبا دارد» کمتر رایج است از «او یک خالکوبی زیبا دارد».

Informal. Often used colloquially to refer to a tattoo itself, especially when speaking casually about getting one. 'I'm thinking of getting some new ink' works, but 'He has a beautiful ink' is less common than 'He has a beautiful tattoo'.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): tattooedpast participle (مفعولی): tattooed-ing (حال): tattooing3rd (سوم): tattoos

فعل — خالکوبی کردن

خالکوبی کردنتاتو کردن

با وارد کردن رنگدانه به سوراخ‌های پوست، (بخشی از بدن را) با یک طرح پاک نشدنی علامت‌گذاری کردن.

To mark (a part of the body) with an indelible design by inserting pigment into punctures in the skin.

«او تصمیم گرفت یک اژدها روی کمرش خالکوبی کند.»

He decided to tattoo a dragon on his back.

«او با طرحی قبیله ‌ای خالکوبی شد.»

She was tattooed with a tribal design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inkجوهر زدن

غیررسمی. اغلب به صورت عامیانه برای توصیف عمل گرفتن یا اعمال خالکوبی استفاده می‌شود. «او دیروز جوهر زد» درست است، اما «او عکس را روی بازویش جوهر زد» کمتر رایج است از «او عکس را روی بازویش خالکوبی کرد».

Informal. Often used colloquially to describe the act of getting or applying a tattoo. 'He got inked yesterday' works, but 'He inked the picture on her arm' is less common than 'He tattooed the picture on her arm'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000