tattooist

tat·too·ist/ˈtætˌuːɪst/
tattooto make a permanent mark on skin-istone who performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): tattooists

اسم — خالکوب‌کننده

خالکوب‌کنندهطرح زن خالکوبی

کسی که با تزریق جوهر روی پوست، خالکوبی ایجاد می‌کند.

One who creates tattoos by injecting ink into the skin.

«خالکوب‌کننده به دقت طرح را برای مشتری طراحی کرد.»

The tattooist carefully designed the pattern for the client.

«او برای گرفتن خالکوبی جدید به یک خالکوب‌کن مراجعه کرد.»

She visited a tattooist to get a new tattoo.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tattooerخالکوب‌کننده

رایج. به صورت متقابل با tattooer برای فردی که خالکوبی می‌کند استفاده می‌شود و اندکی با توجه به منطقه یا سبک تفاوت دارد.

Common. Used interchangeably with 'tattooist' for a person who tattoos, differing slightly in usage by region or style.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000