در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که طرحهایی دائمی روی پوست ایجاد میکند.
A person who applies tattoos to skin.
«خالکوبکننده اژدهایی زیبا روی بازوی او ایجاد کرد.»
“The tattooer created a beautiful dragon on her arm.”
«او میخواهد روزی خالکوبکننده مشهوری شود.»
“He wants to become a famous tattooer one day.”
رایج. به عنوان کسی که خالکوبی میکند قابل جایگزینی با tattooer است؛ انتخاب بستگی به منطقه یا ترجیح دارد.
Common. Interchangeable with 'tattooer' referring to someone who makes tattoos; choice depends on region or personal preference.