throwaway
صفت — یکبار مصرف
طوری ساخته شده که یکبار مصرف، و پس از استفاده دور ریخته شود.
Designed to be used once and then discarded.
«برای پیکنیک بشقاب یکبار مصرف خرید.»
“She bought throwaway plates for the picnic.”
«فنجانهای یکبار مصرف نیاز به شستن را کم میکنند.»
“Throwaway cups reduce the need for washing.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. جایگزین 'throwaway' برای اقلام یکبار مصرف است.
Common. Interchangeable with 'throwaway' for single-use items.
متضادها
اسم — یکبار مصرف
شیی که برای یک بار استفاده و دور انداختن طراحی شده، مانند سیگارهای یکبار مصرف.
An item designed to be used once and thrown away, often referring to cigarettes or other products.
«بعد از مهمانی، او یک کالای یکبار مصرف استفاده کرد.»
“He used a throwaway after the party.”
«یکبار مصرفها راحت هستند ولی دوستدار محیطزیست نیستند.»
“Throwaways are convenient but not eco-friendly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به اقلام یکبار مصرف اشاره دارد، مشابه 'throwaway'.
Common. Refers to items intended for single use, often similar to 'throwaway'.