صفت — توست شده
توست شدهکمی برشته
نان یا مادهای که با حرارت قهوهای و ترد شده باشد.
Made brown and crisp by exposure to heat, usually bread.
«برای صبحانه نان تست شده دوست دارم.»
“I like toasted bread for breakfast.”
«او ساندویچ را تا طلایی شدن تست کرد.»
“She toasted the sandwich until golden.”
تفاوت با واژههای مشابه
browned— قهوهای شده
متداول است. در زمینه پخت شباهت دارد اما 'toasted' به برشته شدن یکنواخت اشاره دارد.
Common. Similar in baking contexts but 'toasted' implies even browning by heat, not just any browning.