toast

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/toʊst/
1noun (اسم)commonplural (جمع): toasts

اسم — تُست

تُستنان برشته

نان برش‌خورده‌ای که با حرارت برشته شده و معمولاً برای صبحانه خورده می‌شود

Sliced bread browned by heat, usually eaten for breakfast

«برای صبحانه نان تست کره‌ای خوردم.»

I had buttered toast for breakfast.

«او نان تست خود را ترد دوست دارد.»

She likes her toast crunchy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breadنان

روزمره. نان اصطلاح کلی است و همیشه برشته نیست، بنابراین وقتی حالت برشته بودن مهم است قابل جایگزینی نیست.

Everyday. Bread is the general term and not necessarily toasted, so not interchangeable when the toasted state matters.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): toastedpast participle (مفعولی): toasted-ing (حال): toasting3rd (سوم): toasts

فعل — تست کردن

تست کردنبرشته کردن

نان را با حرارت برشته کردن، معمولاً در تستر یا فر

To brown bread by heat, typically in a toaster or oven

«قبل از اینکه مربا بزند، نان را تست کرد.»

She toasted the bread before adding jam.

«مارشمالوها را روی آتش تست کردیم.»

We toasted marshmallows over the fire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brownبرشته کردن

رسمی/متداول. وقتی به برشته شدن با حرارت اشاره شود قابل جایگزینی است ولی لزوماً مربوط به نان نیست.

Common/formal. Can replace 'toast' when emphasizing browning by heat but not necessarily bread. E.g., 'brown the bread' vs 'toast the bread' in cooking.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): toasts

اسم — تست

تستسخن آرزوی موفقیت

آیین گفتن آرزوهای خوب پیش از نوشیدن، معمولاً همراه با بالا بردن لیوان‌ها

A ritual expression of good wishes before drinking, often with raised glasses

«بیایید به افتخار تازه‌عروس‌ها تست کنیم.»

Let’s raise a toast to the newlyweds.

«او در جشن عروسی سخنرانی تبریک گفت.»

He gave a toast at the wedding party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheersسَلامتی

غیررسمی. به عنوان آوا در موقع تست گفته می‌شود ولی جایگزین اسم toast نیست.

Informal. Used as an interjection during toasts but not interchangeable with the noun 'toast'.

متضادها
4verb (فعل)commonpast (گذشته): toastedpast participle (مفعولی): toasted-ing (حال): toasting3rd (سوم): toasts

فعل — تست گفتن

تست گفتنتبریک گفتن

با بالا بردن لیوان و صحبت کردن آرزوهای خوب گفتن، معمولاً در جشن‌ها

To express good wishes by raising a glass and speaking, often at celebrations

«آن‌ها به موفقیت پروژه تست گفتند.»

They toasted the success of the project.

«همه به سلامتی او تست گفتند.»

Everyone toasted to her health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheerتشویق کردن

متداول/غیررسمی. مشابه است اما بیشتر به تشویق یا شعار دادن مربوط است تا آرزوهای رسمی.

Common/informal. Can be similar but 'cheer' emphasizes applause or shouting, not formal good wishes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000