tramped

/træmpt/
trampto walk heavily-edpast tense or past participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): trampedpast participle (مفعولی): tramped-ing (حال): tramping3rd (سوم): tramps

فعل — راه رفتن با قدم‌های سنگین

راه رفتن با قدم‌های سنگینکوبیدن قدم‌ها

با قدم‌های سنگین یا پرصدا روی سطحی راه رفت (گذشته).

Walked heavily or noisily over a surface (past tense).

«برای رسیدن به کلبه با قدم‌های سنگین از میان گل‌ولای گذشت.»

She tramped through the mud to reach the cabin.

«بچه‌ها با صدای بلند از پله‌ها پایین آمدند.»

The children tramped down the stairs loudly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stompedکوبیدن

غیررسمی. معنای مشابه و تأکید بر قدم‌های بلند و صدادار.

Informal. Similar meaning, emphasizes loud heavy steps, interchangeable in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000