unabashed

un·a·bashed/ˌʌn.əˈbæʃt/
un-notabashedembarrassed or ashamed
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unabashedsuperlative (عالی): most unabashed

صفت — بی‌خجالت

بی‌خجالتبی‌شرمجسور

بی‌خجالت، با اعتماد به نفس و جسورانه و بدون شرمساری.

Not embarrassed or ashamed; openly confident and bold.

«او از انتقاد خجالتی نداشت و آزادانه صحبت می‌کرد.»

She was unabashed by the criticism and kept speaking freely.

«او با افتخار بی‌خجالت به موفقیت‌هایش اشاره کرد.»

He showed unabashed pride in his achievements.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boldجسور

متداول. بر اعتماد به نفس و شجاعت تأکید دارد؛ مشابه است اما همیشه قابل جایگزینی نیست.

Common. Emphasizes confidence and courage; similar but not always interchangeable.

unashamedبی‌شرم

متداول. معنای بسیار نزدیک دارد؛ اغلب جایگزین unabashed می‌شود.

Common. Very close in meaning; can often replace 'unabashed'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000