unfeigned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·feigned/ʌnˈfeɪnd/
un-not, negationfeignto pretend
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unfeignedsuperlative (عالی): most unfeigned

صفت — صادقانه

صادقانهواقعیبی‌ریا

واقعی و صادقانه؛ نه جعلی و ساختگی.

Genuine; sincere; not pretended or faked

«او از کمکش تشکری صادقانه کرد.»

She gave him unfeigned thanks for his help.

«خوشحالی واقعی او در لبخندش مشخص بود.»

His unfeigned happiness was evident in his smile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sincereصادق

رایج. به معنی حقیقی و از دل برآمده است.

Common. Directly means genuine and heartfelt.

genuineواقعی

رایج. واقعی بودن بدون تظاهر را نشان می‌دهد.

Common. Emphasizes realness without pretense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000