unflattered

un·flat·tered/ʌnˈflætərd/
un-notflatteredpleased by compliments
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unflatteredsuperlative (عالی): most unflattered

صفت — مورد تملق قرار نگرفته

مورد تملق قرار نگرفتهبی‌اثر از چاپلوسی

از تعریف و تمجید یا توجه خشنود یا مفتخر نشده؛ احساس چاپلوسی نکردن.

Not pleased or honored by compliments or attention; feeling no flattery.

«او از تلاش ناشیانه مرد برای تعریف کردن، مورد تملق قرار نگرفت.»

She was unflattered by his clumsy attempt at a compliment.

«فرد مشهور از توجه مداوم به نظر می‌رسید که مورد تملق قرار نمی‌گیرد.»

The celebrity seemed unflattered by the constant attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unimpressedتحت تاثیر قرار نگرفته

رایج. از نظر معنی بسیار مشابه است؛ نشان‌دهنده عدم واکنش مثبت به چیزی است. 'او از تمجید بی‌تأثیر ماند' و 'او تحت تأثیر تمجید قرار نگرفت' هر دو عدم شور و اشتیاق مشابهی را منتقل می‌کنند.

Common. Very similar in meaning; indicates a lack of positive reaction to something. 'He was unflattered by the praise' and 'He was unimpressed by the praise' convey a similar lack of enthusiasm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000