اسم — بازکردن انجماد
بازکردن انجمادآب شدنذوب
فرایند برعکس شدن یخزدگی؛ آب شدن یا ذوب.
The process of reversing freezing; thawing.
«آب شدن رودخانه اجازه داد قایقها عبور کنند.»
“The unfreezing of the river allowed boats to pass.”
«آب شدن زمین برای ساختوساز لازم است.»
“Unfreezing the ground is necessary for construction.”
تفاوت با واژههای مشابه
thawing— ذوب شدن
متداول است. وقتی به ذوب شدن یخ اشاره دارد، هم معنی است.
Common. Synonymous when referring to ice or frozen substances becoming liquid.