unfreezing

un·freez·ing/ʌnˈfriːzɪŋ/
un-reverse actionfreezeto become ice or to stop moving
noun (اسم)technical

اسم — بازکردن انجماد

بازکردن انجمادآب شدنذوب

فرایند برعکس شدن یخ‌زدگی؛ آب شدن یا ذوب.

The process of reversing freezing; thawing.

«آب شدن رودخانه اجازه داد قایق‌ها عبور کنند.»

The unfreezing of the river allowed boats to pass.

«آب شدن زمین برای ساخت‌وساز لازم است.»

Unfreezing the ground is necessary for construction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thawingذوب شدن

متداول است. وقتی به ذوب شدن یخ اشاره دارد، هم معنی است.

Common. Synonymous when referring to ice or frozen substances becoming liquid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000