در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدشانسی؛ بدبختی. اغلب به یک وضعیت کلی بدشانسی اشاره دارد تا یک رویداد خاص.
Bad luck; misfortune. Often implies a general state of ill luck rather than a specific event.
«آنها در طول جنگ بدشانسی زیادی متحمل شدند.»
“They suffered much unfortune during the war.”
«بدشانسی او بود که در طوفان گرفتار شد.»
“It was his unfortune to be caught in the storm.”
رایج. اغلب قابل جایگزینی، به ویژه در بافتهای رسمی. هر دو 'بدشانسی بود' و 'بدبختی بود' میتوانند یک نتیجه منفی را توصیف کنند.
Common. Often interchangeable, especially in formal contexts. 'It was an unfortune' and 'It was a misfortune' can both describe a negative outcome.
رسمی/ادبی. به شرایط دشوار یا نامطلوب اشاره دارد که 'unfortune' میتواند نشان دهنده آن باشد. 'آنها با بدشانسی زیادی روبرو شدند' یا 'آنها با سختی زیادی روبرو شدند'.
Formal/Literary. Refers to difficult or unfavorable circumstances, which 'unfortune' can represent. 'They faced much unfortune' or 'They faced much adversity'.