unfortune

un·for·tune/ʌnˈfɔːrtʃuːn/
un-notfortuneluck or chance
noun (اسم)literary

اسم — بدشانسی

بدشانسیبدبختیسوءاقبال

بدشانسی؛ بدبختی. اغلب به یک وضعیت کلی بدشانسی اشاره دارد تا یک رویداد خاص.

Bad luck; misfortune. Often implies a general state of ill luck rather than a specific event.

«آنها در طول جنگ بدشانسی زیادی متحمل شدند.»

They suffered much unfortune during the war.

«بدشانسی او بود که در طوفان گرفتار شد.»

It was his unfortune to be caught in the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
misfortuneبدبختی

رایج. اغلب قابل جایگزینی، به ویژه در بافت‌های رسمی. هر دو 'بدشانسی بود' و 'بدبختی بود' می‌توانند یک نتیجه منفی را توصیف کنند.

Common. Often interchangeable, especially in formal contexts. 'It was an unfortune' and 'It was a misfortune' can both describe a negative outcome.

adversityسختی

رسمی/ادبی. به شرایط دشوار یا نامطلوب اشاره دارد که 'unfortune' می‌تواند نشان دهنده آن باشد. 'آنها با بدشانسی زیادی روبرو شدند' یا 'آنها با سختی زیادی روبرو شدند'.

Formal/Literary. Refers to difficult or unfavorable circumstances, which 'unfortune' can represent. 'They faced much unfortune' or 'They faced much adversity'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000