unhitching

un·hitch·ing/ʌnˈhɪtʃɪŋ/
un-removehitchto fasten or attach-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — باز کردن اتصال

باز کردن اتصالجدا کردن

عمل جدا کردن یا باز کردن چیزی که متصل یا بسته شده بود.

The act of detaching or unfastening something that was hitched or attached.

«باز کردن اتصال تریلر چند دقیقه طول کشید.»

The unhitching of the trailer took a few minutes.

«اولین قدم باز کردن اتصال قایق بود.»

Unhitching the boat was the first step.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detachmentجدا شدن

رسمی. عمل جدا یا تفکیک کردن؛ در برخی زمینه‌ها مترادف.

Formal. Act of removing or separating. Synonymous in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000